أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
291
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم است آنگه بر سبيل تعجّب گفت : كشته باد آدمى و هالك ؛ « 1 » چه كافرست او بخداى تعالى و بنعمت خداى تعالى . آنگه صفت حال آدمى كرد از ابتدا تا انتها و آنچه وى مغمور آنست و مستغرق از أصول نعمت و فروع نعمت كه داعى است بايمان و توحيد و موجب شكر و عبادت خداى است گفت : خداى تعالى وى را از چه آفريد ؟ از پارهء آب حقير آفريده است ، و او را مقدّر گردانيد اندر رحم تا وقتى معيّن ؛ چند روز نطفه باشد آنگه علقه و چه مقدار مضغه بود و كى عظام شود و بچه قدر گوشت بر وى پيدا شود و از پس چهار ماه حيات در وى آفريند ، و چه مقدار ديگر در رحم بماند پس آنگاه راه بيرون آمدن از رحم مادر بر وى آسان كرد و طريق خير و شرّ بوى نمود چنان كه گفت : « وَ هَدَيْناهُ النَّجْدَيْنِ » و سلوك آن بر وى سهل گردانيد باقدار و تمكين تا در هر كدام از آنكه خواهد رود به اختيار خويش . ابو بكر طاهر گفت : معنى آنست كه ميسّر كرد هر كس را براى آنچه او را براى آن آفريد ؛ بيانش : قول رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كلّ ميسّر لما خلق له [ ثُمَّ أَماتَهُ ] پس بميرانيد او را و در گور كرد يعنى بفرمود تا در گورش كنند گرامى داشت او را ؛ و بر صحرا نگذارند تا سباع و طيور از وى بخورند و بر عادت مجوس نباشند كه ايشان مردگان را در نواويس افكنند « 2 »
--> ( 1 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : ( ج 5 چاپ اول ؛ ص 476 ؛ س 4 ) : « ابن عطا گفت : ممنوع باد آدمى از طريق خيرات ، مقاتل گفت : مراد به [ انسان ] عتبة أبى لهب است ، ديگر مفسّران گفتند : هذا على طريق الدّعاء عليه كقولهم : قاتله اللّه ؛ كشته باد آدمى » . ( 2 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : « [ ثُمَّ أَماتَهُ فَأَقْبَرَهُ ] پس بميراند او را و او را در گور كرد يقال : قبره اذا دفنه و أقبره اذا جعل له قبرا ؛ تقول العرب : بترت ذنب البعير و أبتره اللّه ؛ و عضبت أذنه و أعضبه اللّه ، فرّاء گفت : جعله مقبورا ؛ يعنى او را گور پديد كرد تا دفن كنند او را در آنجا و بر روى زمين رها نكرد او را تا سباع و دد و دام بخورند او را ؛ تا بر عادت گبران كه در نواويس افكنند نباشد پس گور از جملهء كرامت مسلمانان باشد ، ابو عبيده گفت : أقبره يعنى أمره بقبره و دفنه ؛ بفرمود او را و واجب كرد بر مكلّفان كه دفنش كنند و گفتند : چون عمر بن هبيره صالح بن عبد الرحمن را بكشت بنو تميم بيامدند و گفتند : أقبرنا صالحا يعنى اومرنا و ائذن لنا فى دفنه » و ناظر بذمّ مجوسان است اين بيت عربى : « اذا كان الغراب دليل قوم * فناووس المجوس لهم مقيل » . عنصرى در ترجمهء آن گفته : « هر كه را رهبرى كلاغ كند * بىگمان دل بدخمه داغ كند » و در مستطرف جزء امثال منظوم آورده است : « اذا كان الغراب دليل قوم * يمرّ بهم على جيف الكلاب » و از شعرهاى مستشهد به در مغنى است : « اذا كان الغراب دليل قوم * سيهديهم سبيل الهالكينا »